پیام تبریک رییس جمهور آمریکا باراک اوباما به مناسبت نوروز
جمعه سی ام اسفند 1387
سخنان پرزیدنت باراک اوباما جشن نوروزواشنگتن دی سی ۲۰ مارس ۲۰۰۹
امروزمی خواهم بهترین آرزوهای خود را به همۀ کسانی که نوروز را در سرتاسر جهان جشن می گیرند تقدیم کنم. این جشن، هم یک آیین باستانی و هم زمانی برای بازآفرینی است و امیدوارم که شما از این فرصت ویژۀ سال برای بودن در جمع دوستان و خانواده بهره گیرید.
من بویژه می خواهم به طور مستقیم با مردم و رهبران جمهوری اسلامی ایران صحبت کنم.
نوروز تنها بخشی از فرهنگ نام آور شماست. هنر، موسیقی، ادبیات و نوآوری شما جهان را به دنیایی زیباتر و بهتر تبدیل کرده است. اینجا، در ایالات متحده، جامعه خود ما هم در پرتو سهمی که آمریکاییان ایرانی تبار ادا کرده اند پربارتر شده است. ما از تمدن بزرگ شما آگاهیم. دستاوردهای شما احترام ایالات متحده و جهان را برانگیخته است.
برای مدتی نزدیک به سه دهه روابط میان دو کشور تیره و تار بوده است. ولی این جشن، یاد آوری برای نقاط مشترک بشریت است که همه ما را به هم پیوند می دهد.از بسیاری جهات شما نیزمانند ما سال نو خود را همانگونه برگزار می کنید که ما جشن می گیریم. با گردآمدن با دوستان و افراد خانواده، مبادلۀ هدایا و داستانها و نگاه به آینده، با احساس تازه ای از امیدواری.
در بطن این جشن ها، نویدی برای یک روز بهتر، امیدی برای فرزندان ما، امنیت برای خانواده های ما، پیشرفت برای جوامع ما و آشتی میان ملتها نهفته است. اینها امیدواریهای مشترکند. اینها رویاهای مشترکند.
پس این فصلی برای آغازینو است. من میل دارم به روشنی با رهبران ایران سخن بگویم.
ما اختلافاتی جدی داریم که با گذشت زمان بر آنها افزوده شده است. دولت من اکنون به دیپلماسی متعهد است که طیف کاملی از مسائلی را که پیش روی ماست مورد بررسی قرار می دهد و در صدد ایجاد یک پیوند سازنده میان ایالات متحده، ایران و جامعۀ جهانی است. این فرایند با تهدید به پیش نمی رود. به جای آن ما خواستار برقراری ارتباطی صادقانه و مبتنی بر احترام متقابل هستیم.
شما نیز در برابر خود انتخابی دارید. ایالات متحده مایل است که جمهوری اسلامی ایران بر جایگاه راستین خود در جامعۀ بین الملل قرار بگیرد. شما دارای چنین حقی هستید – اما این حق با مسئولیت هایواقعی همراه است و به این جایگاهنه از راه ترور یا به مدد جنگ افزار، بلکه از طریق اقدامات مسالمت آمیز که نشان دهندۀ بزرگی حقیقی ملت و تمدن ایران است می توان دست یافت. و معیار سنجش این بزرگی داشتن توانایی برای ویران کردن نیست، نشان دادن توانایی شما برای ساختن و آفریدن است.
بنا براین، به مناسبت فرارسیدن سال نو شما، مایلمشما، مردم و رهبران ایران بدانید که ما در جستجوی چگونه آینده ای هستیم. این آینده ای است همراه با مبادلات تجدید شده میان مردم ما، و فرصتهای بزرگتری برای مشارکت و بازرگانی. این آینده ای است که در آن اختلافات دیرین برطرف شده اند، آینده ای که در آن شما و همسایگانتان و جهان در بعد وسیع ترمی توانیم همهدر صلح و امنیت بهتری زندگی کنیم.
من می دانم که این منظور به آسانی تحقق پذیر نیست. کسانی هستند که اصرار دارند ما را بر اساس اختلافاتی که داریم معرفی کنند. اما شایسته است کلماتی را که سالیانی پیش به وسیلۀ سعدی نگاشته شده به خاطر آوریم:
بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند
فرارسیدن یک فصل نو، این انسانیت گرانبها را که همۀ ما در آن مشترکیم به ما یاد آوری می کند. یکبار دیگر به این روح متعالی توسل جسته و نوید آغازی دوباره را بجوییم.
سپاسگزارم. هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز.
*************************************************
Remarks of President Barack ObamaCelebration of NowruzWashington, DCMarch 20, 2009
Today, I want to extend my very best wishes to all who are celebrating Nowruz around the world. This holiday is both an ancient ritual and a moment of renewal, and I hope that you enjoy this special time of year with friends and family.
In particular, I would like to speak directly to the people and leaders of the Islamic Republic of Iran.
Nowruz is just one part of your great and celebrated culture. Over many centuries, your art, music, literature and innovation have made the world a better and more beautiful place. Here in the United States, our own communities have been enhanced by the contributions of Iranian-Americans. We know that you are a great civilization, and your accomplishments have earned the respect of the United States and the world.
For nearly three decades, relations between our nations have been strained. But at this holiday, we are reminded of the common humanity that binds us together. Indeed, you will be celebrating your New Year in much the same way that we Americans mark our holidays – by gathering with family and friends, exchanging gifts and stories, and looking to the future with a renewed sense of hope.
Within these celebrations lies the promise of a new day – the promise of opportunity for our children; security for our families; progress for our communities; and peace between nations. Those are shared hopes. Those are common dreams.
So in this season of new beginnings, I would like to speak clearly to Iran’s leaders.
We have serious differences that have grown over time. My Administration is now committed to diplomacy that addresses the full range of issues before us, and to pursuing constructive ties among the United States, Iran, and the international community. This process will not be advanced by threats. We seek, instead, engagement that is honest and grounded in mutual respect.
You, too, have a choice. The United States wants the Islamic Republic of Iran to take its rightful place in the community of nations. You have that right – but it comes with real responsibilities. And that place cannot be reached through terror or arms, but rather through peaceful actions that demonstrate the true greatness of the Iranian people and civilization – and the measure of that greatness is not the capacity to destroy, it is your demonstrated ability to build and create.
So on the occasion of your New Year, I want you, the people and leaders of Iran, to understand the future that we seek. It is a future with renewed exchanges among our people, and greater opportunities for partnership and commerce. It is a future where the old divisions are overcome – where you, and all of your neighbors and the wider world can live in greater peace and security.
I know that this won’t be reached easily. There are those who will insist that we be defined by our differences. But let us remember the words that were written by the poet Saadi (SAH-dee) so many years ago: “The children of Adam are limbs to each other, having been created of one essence.”
With the coming of a new season, we are reminded of this precious humanity that we all share. And we can once again call upon this spirit as we seek the promise of a new beginning.
Thank you. And Eid-eh (Aid-eh) Shoma (Sho-mah) Mobarak (Mo-bah-rak
بهاریه
سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387
سالها پیش همین موقع ها بود که پدر بزرگ شانه هایش را بالا انداخت و دست به سینه جلویم ایستاد و گفت: ((همین یک رسم صحیح و سالم باقی مانده، بقیه را قلع و قمع کردند))
آن روزها منظورش را نفهمیدم و برای اینکه ناراحت نشود، سرم را به نشانه تائید چند بار بالا و پائین کردم.
اما حالا که کمی از آن سالها میگذرد می فهمم پدر بزرگ جقدر بهار را دوست داشت. نزدیک بهار که می شد همیشه دو دست کت و شلوار می خرید. یکی برای خودش و یکی برای من. آن روزها اصلا از کت خوشم نمی آمد و فقط مجبور بودم که بپوشم؛ مبادا پدر بزرگ ناراحت شود و اخم کند، و بعد که عید تمام می شد، به کناری می انداختمش تا سال بعد و کتی جدید تر.
نزدیک بهار که می شد اول صبح بیدارم می کرد و می گفت: (( بلند شو سری به باغ ها بزنیم و اول صبح بد بختی من بود. خواب آلود و با چشم های پف کرده با حسرت ِ یک چُرت ُِ بیشتر بلند می شدم و با اولین سوز خنکی که به صورتم می خورد خواب از سرم می پرید و پدر بزرگ خوشحال بود.
با خودش حرف می زد با برگ ها می خندید، به گل ها سلام می کرد و روی علف ها ساعت ها دراز می کشید و به آسمان زل میزد و کِیف می کرد و می گفت: ((کیف می کنی))
و من همان جور فریاد می کشیدم ((خیلی))
آن روزها خیلی چیز ها می دیدم و نمی فهمیدم. حالا هنوز هم به نیت پدر بزرگ، کت و شلوار خریده ام و حاضر آماده ام تا اول صبح از خانه بیرون بزنم و به عالم و آدم بخندم و حرف بزنم. این قدر که دوست دارم فریاد بزنم:
(( این ها بهانه است. عید شمائید. که هفت سین سنت در تمامی حضورتان تاب می خورد. پس عید وجودتان، عید خودتان شاد باد.))
خانه تکانی، از اون لحاظ
دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
Pic by : Shahin Shahbazi
شاهین شهبازی
قهوه
دم دماي عيد كه مي شود، دل آدم هوای خانه تكانى دارد،.بوی خاک ،عطرباد، صدای گنجشکان وزبان بازکردن کودکان بید و شمشاد ، قد کشیدن علفها و پیچ و تاب خوردن شبدرها . می خواهی غبارهای سال رفته شوند و کناری روند و آسمان، بی ابرو بی غبار به دیده آید. بنفشه ها که اول طلایه داران بهارند با پیراهنهای پر چین نازک در گلدانها آواز می خوانند. همه مشغول کارند، خسته اما شاد و پر امید. امیدی به آغاز، به نو شدن، به زیبایی دیگر بار طبیعت، به تنفس هوای مست کننده و دیدن رقص ماهیان شاد در جویبارها .
بوی خاک برمی خیزد، بوی آب و جاروب، بوی آغاز ولی این آغاز در کودکی پیر می شود در نوزادی می میرد جان می دهد چه که آغازی درونی نیست کسی زندگی را از نو نگاه نمی کند کسی پنجره های قلبش را بارها و بارها نمی روبد کسی در باغچه دلش گلهای پر چین صفا نمی کارد کسی قناریهای خوشخوان دلش را از قفس پرواز نمی دهد . همه، همان پارسالانند با جامه هایی نو و خانه هایی بی غبار ولی با دلهلیی پر کینه و قلبهایی پر غرض .
راستی اگر بخواهیم روزی سری به خانه دلمان بزنیم، چند روز باید بگذرد که آن همه گرد و خاک که بر اسباب جانمان نشسته بر گیریم . غبار هایی که سالها و سالها جا خوش کرده اند و دمی بر آنها نگاهی نینداخته ایم ؟

